دکتر سید یحیی یثربی : (متولد1321)

استاد سابق دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس سابق دانشگاه کردستان است.

بیشتر پژوهش‌های ایشان در حوزه فلسفه اسلامی و عرفان است.

دکتر یثربی مهمترین چهره فلسفی و آکادمیک ایران است که

به نقد "حکمت متعالیه" و "عرفان اسلامی" پرداخته است.

وی با نقدِ مبانی "حکمت متعالیه"، معتقد است که

این مکتب فکری، مکتبی اختلاطی بدون سازگاری درونی است .

 وی در "تاریخ تحلیلی انتقادی فلسفه اسلامی" به روش تحلیلی تمام تاریخ فلسفه اسلامی را نقد می نماید

و از اندیشمندان فلسفی می خواهد که اندیشمند روزگار خود باشند.

از نظر گرایش فلسفی، وی را می توان "واقعگرای انتقادی" دانست.

دکتر یثربی با اسلوبی سنتی، ولی سبکی روان و صریح سخن می گوید.

 

حدود 50 عنوان کتاب از ایشان در ایران چاپ شده

و برخی آثار به انگلیسی ترجمه ودر امریکا چاپ شده است.

برخی از کتاب ها:

  • عرفان عملی در اسلام
  • عرفان نظری
  • فلسفهٔ عرفان
  • ترجمهٔ الهیات نجات ابن‌سینا با مقدمه و تعلیقات
  • مفاهیم فلسفی در ادبیات فارسی
  • آب طربناک در شرح غرلیات حافظ
  • ماجرای غم انگیز روشنفکری در ایران
  • خودکامگی و فرهنگ
  • فلسفه مشاء
  • حکمت اشراق سهروردی
  • عیار نقد
  • حکمت متعالیه(بررسی و نقد حکمت صدرالمتالهین)
  • تاریخ تحلیلی انتقادی فلسفه اسلامی
  • زبانه شمس و زبان مولوی
  • تفسیر روز (دوره ای هفت جلدی تفسیر عقلی کاربردی قرآن کریم)
  • پژوهشی در نسبت دین و عرفان
  • فلسفه چیست؟
  • کتاب قلندر و قلعه (بسیار جذاب )
  • اسرار مرگ 
  • محمد (ص)! پیام آور عدل و آزادی
  • از راه تا راز
  • چله نام
  • جلوه های نیاز

 

به نظر ایشان :

- صدرا برای اثبات وحدت وجود و حتی برای اثبات اشتراک وجود،

                                                                   استدلال قابل قبول ندارد.

شاید تنها استدلال او همین باشد که: یک معنا . مفهوم را نمی توان از حقایق مختلف انتزاع کرد؛ یعنی چون مفهوم یگانه است، پس مابازای این مفهوم نیز یک حقیقت است... عرفا موضوع وحدت وجود را چیزی می دانند که تنها در حال فنا و شهود، قابل تجربه است اما با عقل و اندیشه نه قابل تصور است و نه قابل تصدیق... اما اگر کسی در اثر ریاضت و فنا، این وحدت را شهود می کند، به خود او مربوط است و شهود او برای دیگران نه قابل فهم است و نه دارای حجیت... عقیده به وحدت وجود، یا تقریرها و صورت های مختلف آن در یونان باستان و هند باستان وجود داشت. چنین باوری در تعالیم نوافلاطونیان و مکاتب مختلف هندی از مسئله های بنیادی است.

 

- جایگاه‌ ابن‌ عربی‌ (شیخ‌ اکبر) و اهمیت‌ دو اثر معروف‌ او، «فصوص‌الحکم‌» و «فتوحات‌ مکیه‌» در عرفان‌ نظری‌؟

فرق‌ ابن‌عربی‌ با دیگران‌ این‌ است‌ که‌ ابن‌عربی‌ آدمی‌ است‌ که‌ سازنده‌ است‌. آدمهایی‌ هستند که‌ پراکندگیها را سامان‌ می‌دهند، اجمالها را به‌ تفصیل‌ می‌کشانند. ابن‌عربی‌ نتوانسته‌ است‌ پراکندگیها را سامان‌ بدهد. پراکندگی‌ در کار خودش‌ خیلی‌ زیاد است‌. اما او اجمالها را به‌ تفصیل‌ کشانده‌ است‌. یعنی‌ آن‌ مطلبی‌ را که‌ جنید یا حلاج‌ به‌ اشاره‌ گفته‌اند، آنها را تفصیل‌ داده‌ و تبدیل‌ به‌ یک‌ داستان‌ کرده‌ و صدها بار در «فتوحات‌» و بیست‌ بار در «فصوص‌» همان‌ را تکرار کرده‌ است‌.

این‌ «فصوص‌الحکم‌» که‌ بیست‌ و هفت‌ فصل‌ است‌ و جمعاً حساب‌ کنی‌ شاید حدود دویست‌ و هفتاد صفحه‌ بشود، اگر مطالبش‌ را بخواهید خلاصه‌ کنید و لُب‌ مطالب‌ را بگویید، در بیست‌ صفحه‌ خلاصه‌ می‌شود.
ابن‌عربی‌ آدمی‌ است‌ که‌ در مورد مطالب‌ بسیار مانور داده‌، درگیر شده‌ و حرف‌ زده‌ است‌. مثل‌ مولوی‌ خودمان‌. مولوی‌ چیزی‌ اضافه‌ بر پیشینیان‌ خود نیاورده‌ است‌. در این‌ مورد، او هم‌ مثل‌ ابن‌عربی‌ است‌. حالا اگر کسی‌ بیاید تحلیلی‌ همة‌ اینها را بررسی‌ کند، شاید مولوی‌ چهار تا حرف‌ اختصاصی‌ داشته‌ باشد.

ولی‌ اگر از من‌ بپرسید «حرفی‌ که‌ به‌طور اختصاصی‌ مال‌ مولوی‌ باشد، چیست‌؟» من‌ نمی‌توانم‌ نام‌ ببرم‌. چونان‌ که‌ در ابن‌عربی‌ نمی‌توانم‌ نام‌ ببرم‌. حتی‌ آن‌ «اعیان‌ ثابته‌»ای‌ را هم‌ که‌ می‌گویند اختراع‌ ابن‌عربی‌ است‌، هم‌ به‌نوعی‌ در کلام‌ ما بوده‌، و در عرفان‌ ما هم‌ قبلاً اشاراتی‌ در این‌ خصوص‌ وجود داشته‌ است‌. اما امثال‌ ابن‌عربی‌، آدمهای‌ قوی‌ و فعالی‌ بوده‌اند که‌ این‌ بحثها را تفصیل‌ داده‌اند.

 


- از کتاب "ماجرای غم انگیز روشنفکری در ایران " صفحات 37(١و٢) و 43(٣) :

 

١- در طبیعت و نهاد آگاهی بعثت و رسالت هست

                       در نتیجه خدمت لازمه طبیعی روشن اندیشی و روشنفکری است.

 

٢- نهاد جهل با خیانت همراه است

                               اگرچه انگیزه خدمت مهمی همانند دوستی هم در کار باشد.

 

 

٣- تکالب و ستیز عالمان بر سر جاه و مال دنیا:

                                                       بزرگترین نشانه جهل و نادرستی آنان است.

 

 

 

- من نه به عنوان یک واعظ و کسی که روایت میگوید

بلکه به عنوان یک معلم و محقق میگویم که

دروغ گفتن در حوزه سیاست بسیار خطرناک و زشت است.

- زشتی دروغ در کشورهای پیشرفته به حدی است،

که اگر به سیاستمداری دشنام بدهید، مثلاً بگویید حرامزاده ناراحت نمیشود،

ولی اگر بگویید دروغگو است، این نسبت را توهین بزرگی به خود تلقی میکند.