سخنان زیبا

 

 

منتخبی از مطالب ارسالی یکی از دوستان :

1.

2.

3.

4.

5.

6.

7.

8.

 

/ 8 نظر / 18 بازدید
امير شرافتي

این منم پروردگار مهربانت منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه می جویی؟ تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟ تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب می دانم تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته می گویم، خدایی عالمی دارد تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت می گفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟ هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را این منم پروردگار مهربانت خالقت اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی به پیش آور دو دست خالی خود را با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم غریب این زمین خاکی ام.

هانیه

سلام خیلی وب خوبی داری ازمطالبت لذت بردم امیدوارم موفق باشی وبم سربزنی دوست دارم بوس بای یادت نره هاااااااااااااااااا زودی بیا

داود

سلام خوبی؟ سه تا وب دارم برای دوستای وبلاگ نویس میتونید در صورت نیازتون از مطالب و محتواش استفاده کنید. www.varoone.ir ابزار وبلاگ نویسی همراه با تالار های گفتمان و مطالب جالب www.tiptap.ir ابزارهای وبلاگ نویسی با مطالب جالب روز www.mania-dv.ir جملات عاشقانه و اس ام اس عاشقانه همراه با پاسخ به مشکلات وبلاگ نویسی شما . با کمال میل موفق باشید.

ر

خسته نباشيد.خوبه.

رضا

عارفی را دیدند مشعل و جام اب بدست! پرسیدند کجا میروی؟ گفت : میروم با این آتش بهشت را بسوزانم و با این آب جهنم را خاموش کنم تا مردم خدا فقط بخاطر عشق به او بپرستند نه بخاطر خوشی بهشت و ترس از جهنم...!

zarnagh

سلام. سایت زرنق اسکای آپ شد. پیشاپیش مقدمتان را گلباران میکنیم. نظرات شما باعث پیشرفت روز افزون شهرمان خواهد شد. یا علی.

اميرشرافتي

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن گفتم ز حق دارم تمنای سکینه گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه گفتم رخت را از من واله مگردان گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان گفتم به جان مادرت من را دعا کن گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن گفتا به آب دیده دل را شستشو کن گفتم دلم از بند غم آزاد گردان گفتا که دل با یاد حق آباد گردان گفتم که شام تا دلها را سحر کن گفتا دعا همواره با اشک بصر کن گفتم که از هجران رویت بی قرارم گفتا که روز وصل را در انتظارم

اميرشرافتي

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم گفتم که دیدار تو باشد آرزویم گفتا که در کوی عمل کن جستجویم گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن گفتم ز حق دارم تمنای سکینه گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه گفتم رخت را از من واله مگردان گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان گفتم به جان مادرت من را دعا کن گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن گفتا به آب دیده دل را شستشو کن گفتم دلم از بند غم آزاد گردان گفتا که دل با یاد حق آباد گردان گفتم که شام تا دلها را سحر کن گفتا دعا همواره با اشک بصر کن گفتم که از هجران رویت بی قرارم گفتا که روز وصل را در انتظارم